نخست دوران كودكي است كه زندگي در هالهاي از غفلت، بيخبري و بازي فرو ميرود. سپس مرحله نوجواني فرا ميرسد و سرگرمي جاي بازي را ميگيرد. در اين مرحله انسان به دنبال مسائلي است كه او را به خود سرگرم سازد و از مسائل جدّي دور دارد.
گر همه مردم پيرو قرآن باشند جهان اصلاح خواهد شد چون اگر فسادي هست بر اثر وجود انسانهاي فاسد است و گرنه: ﴿ما تري في خلق الرحمن من تفاوت﴾(1) عالم، هماهنگ و موزون است، محروميت و فساد به خاطر ﴿فبظلمٍ من الذين هادوا حرمنا﴾(2) است.
يك پرسش : اگر از نظر اخلاقی اسلامی استعدادهای طبيعی نبايد نابود شود ، پس تعبير به نفس كشتن ، يا ميراندن نفس كه احيانا در تعبيرات دينی و بيشتر در تعبيرات معلمين اخلاق اسلامی و بالاخص در تعبيرات عارف مشربان اسلامی آمده است ، چه معنی و چه مفهومی دارد ؟
از بعضی آیات و روایات استفاده میشود که هدف از خلق جهان هستی، رسیدن انسان به تکامل است. ۱- “هو الّذی خلق لکم ما فی الارض جمیعاً؛ او خدایی است که برای شما همه آن چه را که در زمین است، آفرید”.(۱) بنابراین، کره زمین و آن چه در روی زمین یا زیر زمین قرار دارد برای رفاه و بهره وری انسان خلق شده است. ۲- “اللَّه الّذی خلق السّموات والارض و انزل من السّماء ماء افاخرج به من الثّمرات رزقالکم و سخر لکم الفلک لتجری فی البحر بامره و سخر لکم الانهار و سخر لکم الشمس و القمر دائبین و سخر لکم اللیل و النّهار؛ خدا است که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان باران نازل کرد و بدان باران برای روزی شما میوهها رویانید و کشتیها را رام شما کرد تا به فرمان او دریا روان شوند و رودها را مسخر شما ساخت و آفتاب و ماه را که همواره در حرکتند رام شما کرد و شب و روز را مسخر شما گردانید”.(۲) طبق این آیه آسمانها و زمین و تسخیر کشتی و امواج دریا و جاری شدن نهرها و خورشید و ماه به گونهای مجبورند حرکت نمایند که به سود بشر تمام شود.
تکلیف حقیقى انسان در عالم چیست؟ آیا غیر از (لله شدن) مىتوان چیزى راپذیرفت؟
۱/ از نظر قرآن، انسان مسافرى است که با شتاب و تلاش در حال سیر و سفر است و پایان سیر او نیز ملاقات با خداوند است، (انشقاق/۶ - ۱۲) در این صورت حرکت او سیرى است عمودى و طولى یعنى تکاملى و ملکوتى نه سیرى افقى و اقلیمى زیرا خداوند در منطقه و جایگاه ویژه نیست بلکه انسان به هر سو که روى آورد چهره به سوى خدا کرده است زیرا هُوَ اَلَّذِی فِی اَلسَّماءِ إِلهٌ وَ فِی اَلْأَرْضِ إِلهٌ{w2-10w}{I43:84I}/}، (زخرف/۸۴) وجه به سوى شرق وجه به سوى غرب؛ زیرا: وَ لِلَّهِ اَلْمَشْرِقُ وَ اَلْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اَللَّهِ{w1- w}{I2:115I}/}، (بقره/۱۱۵) .
دربارهي استخاره سه ديدگاه وجود دارد: 1- ديدگاه افراطي: كه اين ديدگاه از آنِ كساني است كه عقل را محدود دانسته و مشورت را نيز رايزني با عقلهاي محدود تلقي ميكنند. از نظر اين گروه در همان ابتداي كار بايد به سراغ تسبيح يا قرآن رفت و از خداوند راه صحيح و خير را طلب نمود. 2- ديدگاه تفريطي: اين ديدگاه به كلي منكر استخاره و تفأل است. 3- ديدگاه معتدل: كه صاحبان آن معتقدند با توجه به جايگاه عقل و مشورت، استخاره و تفأل عين خردورزي است. بسياري از روايات وجود دارد كه در آنها استخاره و تفأل مورد تأييد و سفارش امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ واقع شده است. در اين نوشتار ضمن تبيين مفهوم استخاره دلايل جواز استخاره با قرآن را ذكر مينماييم و نيز رواياتي راكه در آنها تفأل به قرآن مورد نهي واقع شده است را بررسي مينماييم.
امتحان اعم از عقوبت است. یعنی گاهی امتحان، با عقوبت و گاه با نعمت است. یعنی گاهی انسان، توسط خوشیها و شادیها امتحان میشود و گاهی توسط غم و اندوه. گاه توسط شفا گرفتن از بیماری و گاه به واسطه رحلت و از دست دادن عزیزان. بهرحال انسان به انحاء مختلف مورد امتحان قرار میگیرد.
اما این سوال همیشه مطرح است که از کجا متوجه شویم که مشکلات و ناملایماتی که بر ما وارد میشود؛ امتحان است یا عقوبت؟!
و یا به عبارتی دیگر از کجا دریابیم که موارد پیش آمده، از سوی خدا، یا از طرف خود ما است؟!
عليبن ابراهيم در اين باره از پدرش نقل كرده كه گفت: عبداللهبن جندب را در عرفات ديدم كه زماني طولاني دست به سوي آسمان بلند كرده، سيلاب اشك از گونههايش بر زمين سرازير بود، به گونهاي كه من شخص ديگري را اينچنين در حال مناجات نديدم. هنگامي كه مردم از عرفات عازم مشعر بودند به او گفتم: كسي را بهتر از تو در حال نيايش نديدم. عبدالله گفت: به خدا سوگند در آن حال فقط برادرانم را دعا ميكردم؛ زيرا از امام كاظم(عليه السلام) شنيدم كه فرمود: كسي كه به دور از چشم برادر(ايماني)اش در حق وي دعا كند از جانب عرش ندا داده ميشود كه صدهزار برابر آنچه براي او خواستي نصيب تو خواهد شد: «من دعا لأخيه بظهر الغيب نودى من العرش: ولك مأة ألف ضعف مثله». پس شايسته نبود كه من صدهزار برابر دعاي مستجاب را بهخاطر يك دعا كه برآوردهشدنش مـعلوم نيست واگذارم1. مشابه اين نَقل، درباره ديگر صحابه نيز روايت شـده است2.
1 ـ كافي، ج 2، ص 508 و ج4، ص465. 2 ـ همان، ج 4، ص 465ـ466.
اين بخش براي دسترسي آسان به مقالات مديريت براي دانلود و همچنين ديگر بخشهاي مربوط به مديريت براي شما كاربران عزيز قرار داده شده است. براي دانلود مقالات دروس كارشناسي ارشد روي تصوير زير يا بر روي لينك زير كليك كنيد