۲/ خداوند کریم از سیر انسان به صیرورت یاد کرده است و صیرورت یعنى تحول و شدن از نوعى به نوع دیگر و از منلى به منزل دیگر و از مرحله‏اى به مرحله دیگر تکامل یافتن است. امّا خداوند متعال با لحنهاى گوناگونى غایت این صیرورت را بیان مى‏فرماید:
۱-۲/ گاهى صیرورت را به سوى «ضمیر غایب» مطرح مى‏کند، (مائده/۱۸، غافر/۲۳، شورى/۱۵، تغابن/۳) گرچه این ضمیر به الله بر مى‏گردد، امّا چون الله به عنوان اسم ظاهر و تعینى از تعینات الهى است صیرورتى فراتر از آن هم یافت مى‏شود که به چهره ضمیر غیبت در مى‏آید.
۲-۲/ گاهى غایت صیرورت از چهره غیبت فراتر مى‏رود و به صورت خطاب جلوه مى‏کند وَ إِلَیْکَ اَلْمَصِیرُ{w32-34w}{I2:285I}*/}، (ممتحنه/۴، بقره/۲۸۵) در این مرحله صیرورت نه به سمت اوست و نه به طرف ضمیر غایب بلکه خطاب «به سوى تو» است.
۳-۲/ دسته سوم غایت صیرورت را به صورت «به سوى ما» مطرح مى‏کند، (ق/۴۳) وقتى خداوند به صورت جمع از کلمه «ما» استفاده مى‏کند یعنى من با همه اسماء و صفات خود غایت صیرورت شمایم.
۴-۲/ گاهى نیز غایت صیرورت به صورت ضمیر متکلم وحده است مى‏فرماید: «صیرورت شما به سوى من است»، (لقمان/۱۴، حج/۴۸). گرچه هر یک از این مراحل کمال است و صیرورت به سوى خداوند است امّا هر مرتبه‏اى نسبت به مرتبه قبلى کمال برتر است تا به آن برترین مرحله که نهایت ظرفیت انسانى را فراهم مى‏آورد و براى شهود مبدء و منتهاى هستى انسان را به قله شهود مى‏کشاند. ولى در هر صورت غایت صیرورت انسان اوست.
۳/ خداوند متعال منتهاى صیرورت و هجرت انسان را با عنوان «خلیفة اللهى» نیز یاد کرده است، (بقره/۳۰) یعنى انسان در حرکت خود هنگامى به مقصد نهایى بار مى‏یابد که مظهر اسماء حسناى الهى شده باشد و این همان مرتبه خلیفة اللهى است که تنها انسان در میان موجودات عالم هستى شایستگى آن را پیدا کرده است.
۴/ تنها زمانى امکان دارد که آدمى به مبدء غایى حقیقى خود نایل شود که همه اعمال، رفتار، حالتها، عقاید، افکار و اوصافش براى خداوند متعال باشد و جز او هیچ چیز درک نداشته باشد همچون حضرت ابراهیم(ع) که فرمود: إِنَّ صَلاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیایَ وَ مَماتِی لِلَّهِ رَبِّ اَلْعالَمِینَ‏{w2-12w}{I6:162I}/}، (انعام/۱۶۲).
از این رو، تنها تکلیف محورى و حقیقى انسان در عالم هستى آن است که بکوشد با شناخت راه و هدف خود را از آلودگى‏ها، گناهان و تعلقات برهاند و تنها رنگ خدایى به خود بگیرد تا بتواند به مقام مظهر اسماى الهى باریافته و در منتهاى صیرورت خویش شاهد وجه خداوند متعال باشد. {Sدانى که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن‏# در کوى او گدایى بر خسروى گزیدن‏S} (حافظ شیرازى) توصیه مى‏کنیم در این باب ج ۱۴ تفسیر موضوعى قرآن کریم حضرت آیةالله جوادى آملى را تهیه و مطالعه فرمایید: صورت و سیرت انسان در قرآن، اسراء، قم، زمستان ۱۳۷۹، چاپ اوّل.