|
admin
مدیر کل انجمن

 وضعيت: آفلاين 21 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 65 امتياز: 100 تشکر کرده: 0 تشکر شده 4 بار در 4 پست
محل سكونت: کاشان
|
ارسال شده در:
يكشنبه، 20 ارديبهشت ماه ، 1388 17:58:14
موضوع مطلب: مردسالاری یامدیریت باتوجه به آ |
|
|
معناي قيّم بودن شوهر نسبت به زن، يك امر حقوقي تخلّفناپذير يا اختلافناپذير نيست؛ زيرا در صورتي كه زن استقلال اقتصادي و صلاحيت اداره، تدبير، نگهباني و نگهداري حيثيت خويش را داشته باشد، ميتواند در متن عقد نكاح محدوده آن قيموميّت را با توافق شوهر تعيين نمايد تا به هيچ وجه به استقلال و كيان وجودي او آسيبي نرسد.
.....
معناي قيّم بودن شوهر نسبت به زن، يك امر حقوقي تخلّفناپذير يا اختلافناپذير نيست؛ زيرا در صورتي كه زن استقلال اقتصادي و صلاحيت اداره، تدبير، نگهباني و نگهداري حيثيت خويش را داشته باشد، ميتواند در متن عقد نكاح محدوده آن قيموميّت را با توافق شوهر تعيين نمايد تا به هيچ وجه به استقلال و كيان وجودي او آسيبي نرسد.
البته تمكين غريزي غير از قيموميّت خانگي است؛ زيرا قيام به اداره زندگي، حقِ مستقلي است كه قلمرو آن ميتواند با تعهّد متقابل و تراضي طرفين مشخص شود و تحديد بعضي از انحاء يا مراتب يا مراحل آن، نه مخالف با كتاب و سنّت معصومان است و نه مباين با مقتضاي عقد نكاح؛ چون تقييد اطلاقِ مقتضاي برخي از عقود با توافق طرفينِ عقد، محذوري ندارد.
از اين رهگذر، بايد توجه شود كه عنوان سالار به معناي فرمانروا و حكمران و فوق قانون و غيرمسئول، براي هيچ كسي نسبت به ديگري روا نيست؛ خواه در حريم خانه و به نام مردسالاري باشد يا در متن جامعه و به عنوان رئيسسالاري يا فقيهسالاري يا عناوين ديگر؛ زيرا مهمترين شرط صلاحيت سرپرست خانواده يا جامعه، همانا دو عنصر محوري علم و عدل است.
يعني سرپرست بايد به اصول مديريت آگاه باشد و نيز در اجراي آنها عادل و معتدل؛ زيرا بازگشت مسئوليت سرپرستي ديگران در نظام اسلام به علم و عدالت سالاري است كه همه فرهيختگان بشري خواهان اين شكل حكمراني و فرمانروايي هستند تا هرگز جهل به جاي علم ننشيند و جور بدل عدل حكم نراند.
نمونه علم و عدالت سالاري را ميتوان در سيرت و سنّت حضرت علي(عليهالسلام) مشاهده كرد. حضرت امام محمد باقر(عليهالسلام) نقل ميكند كه اميرمؤمنان(عليهالسلام) در روزي گرم از محل كار به خانه خود بازميگشت، زني را ديد كه ميگويد: شوهرم به من ستم نمود و مرا ترساند و بر من تعدّي كرد و سوگند ياد نمود كه مرا بزند. اميرمؤمنان(عليهالسلام) فرمود: صبر كن تا روز خنك شود؛ آنگاه با تو ميآيم. زن گفت: خشم شوهرم بر من شديدتر ميشود.
حضرت علي(عليهالسلام) فرمود: خانهات كجاست؟ آنگاه به طرف خانه آن زن حركت كرد و به اهل خانه سلام نمود. جواني بيرون آمد و حضرت علي(عليهالسلام) به او فرمود: اي بنده خدا! از خدا بپرهيز.... آن جوان گفت: به تو چه! من او را ميسوزانم! اميرمؤمنان(عليهالسلام) فرمود: من تو را امر به معروف و نهي از منكر ميكنم و تو با منكر با من روبهرو ميشوي و معروف را انكار ميكني! مردم از راه رسيدند و حضرت علي(عليهالسلام) را شناختند و به او گفتند: سلام بر شما اي اميرمؤمنان! آن جوان حضرت را شناخت و به دست و پاي ايشان افتاد و عذرخواهي كرد؛ آنگاه اميرمؤمنان(عليهالسلام) به آن زن فرمود: داخل خانهات شو و شوهرت را به چنين رفتاري وادار مكن(1). |
|