|
alireza
مدیر بخش شعر و ادبیات

 وضعيت: آفلاين 5 مهر ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 68 امتياز: 0 تشکر کرده: 8 تشکر شده 7 بار در 7 پست
محل سكونت: زیر آسمان خدا،روی زمین خدا،کنار بندگان خدا
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 5 اسفند ماه ، 1388 11:56:31
موضوع مطلب: زندگي |
|
|
و زندگي در اين دوران كار آساني نيست.زندگي را در دنياي امروز ارزشها پايه نمي گذارند.زمانه عوض شده.انسانها ظاهرا" زندگي مي كنند ، جنازه هاي متحركي هستند كه لحظه به لحظه به انتهاي كار نزديك ميشوند بي آنكه متوجه باشند.
زندگي ديگر زيبا نيست.چرا كه اساس آن عشق و محبت و علاقه نيست.همه چيز شده ثروت؛چه از نوع صورت چه از نوع سيرت.
سهراب مي گفت :* زندگي تر شدن پي در پي است.زندگي آب تني كردن در حوضچه ي آكنون است.!؟ *
ولي اگر سهراب در اين زمانه مي زيست شايد هيچ وقت اين جمله را به رشته ي تحرير در نمي آورد.!
سهراب ميگفت: *دل خوش سيري چند؟ *
اگر آن روزها دلي بود سهراب با خبر باش كه در زمانه ي امروز ، ديگر دلي نمانده كه بداني و بدانيم و بدانند كه سيري چند.!؟
زندگي شده شريك دزد و رفيق غافله.!؟
دزد دنياست و قافله اين جماعت انسان نماي غافل.!
زندگي و دنيا پيمان اخوت بسته اند و ما انسان نماها چه ساده انگارانه از كنارشان مي گذريم بدون هيچ توجهي.!
براستي زندگي فاقد روح است.روح اش مرده و به ابديت پيوسته.ما انسان نما ها زندگي را كشتيم و حال اين زندگي در مقام انتقام هم كاسه ي دنيا شده.
** اي انسان نماها ، بيدار شويد از اين خواب غفلت اگر ميخواهيد زندگي كنيد **
تنها _________________ ما ز آن پاکدلانیم که ز کس کینه نداریم ------------- یک شهر پر از دشمن و یک دوست نداریم
|
|