ghasem مدیر بخش طنز و تلخند وضعيت: آفلاين 11 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 117 امتياز: 0 تشکر کرده: 1 تشکر شده 13 بار در 13 پست
محل سكونت: فین (ع)
ارسال شده در:
چهارشنبه، 11 آذر ماه ، 1388 21:02:09
موضوع مطلب:
دیدم که به به.. زاغک پنیر به نوک! بالای همین درخت نشسته و داره با خودش آواز جیگیلی زاغک با صدای زاغی مانکن رو زمزمه میکنه ..یه نیگا به زاغک پنیر به نوک! و یه نیگا به شاخه های درخت و یه نیگا به پایین.. _________________ ××× تنها در باغ ×××
hossein مدیر کل انجمن وضعيت: آفلاين 24 شهريور ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 160 امتياز: 1 تشکر کرده: 18 تشکر شده 19 بار در 19 پست
محل سكونت: کاشان
ارسال شده در:
چهارشنبه، 18 آذر ماه ، 1388 01:30:38
موضوع مطلب:
مي خواستم برم بالاي درخت گفتم حالاس كه كلاغه اين پنير سفيد ايراني را با ظرفش ول كنه توي كلم كه يكدفعه زاغك شروع كرد به خوندن تا گفت غااااااااااااررررر قالب پنير از توي دهنش افتاد پائين به سمت من و ... _________________ مهم نیست که قشنگ باشی-- قشنگ اینه که مهم باشی
ghasem مدیر بخش طنز و تلخند وضعيت: آفلاين 11 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 117 امتياز: 0 تشکر کرده: 1 تشکر شده 13 بار در 13 پست
محل سكونت: فین (ع)
ارسال شده در:
يكشنبه، 22 آذر ماه ، 1388 00:20:32
موضوع مطلب:
خودمم گیج شدم،اول صفحه،بالای درخت بودم، نمی دونم چی شد یه هو اومد پایین درخت ..
پس تا الان من باید خورده شده بوده باشم..خدا منو بیامرزه ..وصیت نامه ام گوشه ی اتاق زیر فرشه ..به مادر بچه ها بگین _________________ ××× تنها در باغ ×××
hossein مدیر کل انجمن وضعيت: آفلاين 24 شهريور ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 160 امتياز: 1 تشکر کرده: 18 تشکر شده 19 بار در 19 پست
محل سكونت: کاشان
ارسال شده در:
شنبه، 28 آذر ماه ، 1388 01:01:55
موضوع مطلب:
داداش قاسمم كه داستان را هي بلده خراب كنه..
آقا پنير خورد توي سرم يهو نفهميدم چي شد هر چي از دهنم در اومد حواله زاغك كردم .. بهش گفتم مگه تو همش سر اين قالب پنير دعوا نمي كردي آخه چه وضعشه حالا ول مي كني توي سر من .. زاغي گفت :...
_________________ مهم نیست که قشنگ باشی-- قشنگ اینه که مهم باشی
ghasem مدیر بخش طنز و تلخند وضعيت: آفلاين 11 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 117 امتياز: 0 تشکر کرده: 1 تشکر شده 13 بار در 13 پست
محل سكونت: فین (ع)
ارسال شده در:
جمعه، 11 دي ماه ، 1388 13:36:09
موضوع مطلب:
من خراب میکنم ؟ تا اونجای که یادمه من از ترس رفتم بالای درخت نه زیر درخت.. با این حساب باید توسط اون حیوونا خورده می شدم..
بی خیال ادمه داستانت رو میریم
نه..اشتباه کردم..اون پنیر نبودکه خورد تو سرم..یه سیب قرمز خوشگل بود..یه هو یه چیزی تو سرم جرقه! زد.. اهان یافتم یافتم..پیرهنمو بدین باید برم زیر قطار !! _________________ ××× تنها در باغ ×××
ghasem مدیر بخش طنز و تلخند وضعيت: آفلاين 11 آبان ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 117 امتياز: 0 تشکر کرده: 1 تشکر شده 13 بار در 13 پست
محل سكونت: فین (ع)
ارسال شده در:
جمعه، 26 شهريور ماه ، 1389 17:03:46
موضوع مطلب:
و اون کار این بود که باید یه کم به کتیبه نویسی پندها می رسیدم..
دستی بالا زدمیو اینرتن هوشمند! رو راه انداختیم ..اما دیر رسیده بودیم..فکر کنم یه 10 ماهی شده بود که.. _________________ ××× تنها در باغ ×××