|
alireza
مدیر بخش شعر و ادبیات

 وضعيت: آفلاين 5 مهر ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 68 امتياز: 0 تشکر کرده: 8 تشکر شده 7 بار در 7 پست
محل سكونت: زیر آسمان خدا،روی زمین خدا،کنار بندگان خدا
|
ارسال شده در:
سه شنبه، 31 خرداد ماه ، 1390 18:47:51
موضوع مطلب: اندر حکایت روز پدر |
|
|
سلام بر دوستان عزیز.میدونم شاید بگید از روز پدر چند روزه که گذشته اما به دلایل امنیتی نمیشد طزودتر از این ، این مطلبرو بنویسم.درکل ماهی رو هروقت از آب بگیری میمیره
خدائیش حساب کنیم ببینیم ما مردا تو یه سال چند بار باید باسه خانما هدیه بخریم :
1-سالگرد آشنائی 2-سالگرد نامزدی 3-سالگرد عقد 4-سالگرد ازدواج 5-روز ولنتاین 6-روز زن
که البت درمورد ششم باید گفت که از همه مهمتره.چون با این کار خودمون رو باسه 1سال بیمه بدنه کردیم!!! ضمنا درمورد ششم باید در نظر داشت که باسه مامان خانم هم باید هدیه بخریم که از اوجب واجبات محسوب میشه!!!
حالا ما میشمریم ببینم که ما مردا چه روزایی هدیه میگیریم :
سالگرد آشنایی و نامزدی و عقد و عروسی و ولنتاین که نهایت به یه جمله دوست دارم ختم میشه ؛ میمونه یه روز مرد که اونم با پول خودمون باسه خودمون هدیه میخرن که نهایتش یه دونه جوراب یا لباس.
حالا خودتون تا ته قضیه رو حساب کنین
موفق باشید؛راستی به وبلاگم هم سر بزنید _________________ ما ز آن پاکدلانیم که ز کس کینه نداریم ------------- یک شهر پر از دشمن و یک دوست نداریم
|
|