|
admin
مدیر کل انجمن

 وضعيت: آفلاين 21 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 65 امتياز: 100 تشکر کرده: 0 تشکر شده 4 بار در 4 پست
محل سكونت: کاشان
|
ارسال شده در:
پنجشنبه، 7 خرداد ماه ، 1388 09:28:47
موضوع مطلب: سخن مدیر سایت (بخش 7) |
|
|
امروز عصر از خانه که اومدم بیرون دیدم هوا ابریه تا اومدم داخل ماشین شروع کردم به نوشتن این متن برای دوستان که :
آیا تا بحال به آسمان نگاه کرده ای؟ اصلا تا حالا به این فکر کردی که آسمان هم می تونه گریه کنه. شاید آسمان هم بغض شهادت فاطمه را در گلوی خود دارد. گریه کن آسمان . گریه کن تا سبک شوی.!!!!!
تا متن را برای همه ی دوستان فرستادم . و ناگهان آسمان شروع کرد به باریدن.پیش خودم گفتم: شاید تا چند دقیقه قبل از این خجالت می کشید ، کسی بفهمه آسمون داره برای عزیز پیامبر گریه می کنه ..... و آن موقع که متوجه شد همه به این امر پی بردند .... بغضش ترکید و گریه کرد... باز هم بهت می گم ای آسمان گریه کن تا سبک شوی ، گریه کن....
گفتمش نقاش را نقشی از غربت زهرا بکش گریه کرد و با قلم یک چادر خاکی کشید
گفتمش پس غربت زهرا کجای نقش بود ناله کرد و زیر چادر غنچه ای پرپر کشید
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
با تشکر : حسین شکرریز |
|