تعداد بازدید : 12 | ارسال توسط : hossein در 1 خرداد ماه ، 1391 ، 12:54:41 | امتیاز : 9
خانم جوانی که در کودکستان برای بچه های 4 ساله کار میکرد میخواست چکمه های یه بچه ای رو پاش کنه ولی چکمه ها به پای بچه نمیرفت بعد از کلی فشار...و خم و راست شدن،بچه رو بغل ميكنه و ميذاره روی میز، بعد روی زمین بلاخره باهزار جابجایی و فشار چکمه ها رو پای بچه میکنه و یه نفس راحت میکشه که ...
تعداد بازدید : 335 | ارسال توسط : hossein در 7 فروردين ماه ، 1391 ، 16:59:31 | امتیاز : 21
مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بینندهای را به خود جلب میکرد. همه آرزوی تملک آن را داشتند.باديهنشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد.
تعداد بازدید : 459 | ارسال توسط : hossein در 25 بهمن ماه ، 1390 ، 02:35:00 | امتیاز : 18
فقیری از کنار دکان کباب فروشی میگذشت. مرد کباب فروش گوشت ها را در سیخها کرده و به روی آتش نهاده باد میزند و بوی خوش گوشت سرخ شده در فضا پراکنده شده بود. بیچاره مرد فقیر چون گرسنه بود و پولی هم نداشت تا از کباب بخورد تکه نان خشکی را که در توبره داشت خارج کرده و بر روی دود کباب گرفته به دهان گذاشت.
تعداد بازدید : 1222 | ارسال توسط : hossein در 26 آبان ماه ، 1389 ، 01:23:35 | امتیاز : 42
پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛ اما خود نیز علت را نمی دانست
.روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید.به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد.
تعداد بازدید : 1179 | ارسال توسط : hossein در 8 آبان ماه ، 1389 ، 12:36:20 | امتیاز : 5
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یک دفعه کلاس از خنده ترکید …
تعداد بازدید : 957 | ارسال توسط : hossein در 8 آبان ماه ، 1389 ، 12:30:15 | امتیاز : 14
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.
تعداد بازدید : 792 | ارسال توسط : hossein در 30 شهريور ماه ، 1389 ، 19:55:46 | امتیاز : 15
شب تاریکی بود و باد سردی در دالاس میوزید که دکتر بیمارستان وارد اتاق دایانا بلسینگ شد. دایانا هنوز به خاطر عمل جراحی سست و بیحال بود.
همسرش دیوید دست او را نگه داشته بود و هر دوی آنها داشتند خودشان را آماده میکردند تا آخرین خبر را از دکتر بشنوند.
در بعد از ظهر دهم مارچ 1991 دایانا که تنها 24 هفته از شروع حاملگیاش میگذشت مجبور شد تا تحت عمل سزارین قرار بگیرد و دختر جدیدشان دانالو بلسینگ را به دنیا بیاورد.
تعداد بازدید : 647 | ارسال توسط : hossein در 29 شهريور ماه ، 1389 ، 10:33:48 | امتیاز : 10
در سال 1968 مسابقات المپيك در شهر مكزيكوسيتي برگزار شد. در آن سال مسابقه دوي ماراتن يكي از شگفت انگيزترين مسابقات دو در جهان بود. دويماراتن در تمام المپيكها مورد توجه همگان است و مدال طلايش گل سرسبد مدال هايالمپيك. اين مسابقه به طور مستقيم در هر 5 قاره جهان پخشميشود
تعداد بازدید : 754 | ارسال توسط : hossein در 29 شهريور ماه ، 1389 ، 10:24:14 | امتیاز : 34
مردی مقابل گل فروشی ايستاد.او می خواست دسته گلی برای مادرش که در
شهر ديگری بود سفارش دهد تا برايش پست شود .
وقتی از گل فروشی خارج شد ٬ دختری را ديد که در کنار درب نشسته بود و
گريه می کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد : دختر خوب چرا گريه می
کنی ؟
تعداد بازدید : 694 | ارسال توسط : hossein در 24 شهريور ماه ، 1389 ، 10:47:14 | امتیاز : 5
او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكیل داده بودند. روزى با هم نشسته بودند و گپ مى زدند.
در حین صحبتهاشان گفتند: چرا ما همیشه با فقرا و آدمهایى معمولى سر و كار داریم و قوت لایموت آنها را از چنگشان بیرون مى آوریم؟! بیائید این بار خود را به خزانه سلطان بزنیم كه تا آخر عمر برایمان بس باشد.
اين بخش براي دسترسي آسان به مقالات مديريت براي دانلود و همچنين ديگر بخشهاي مربوط به مديريت براي شما كاربران عزيز قرار داده شده است. براي دانلود مقالات دروس كارشناسي ارشد روي تصوير زير يا بر روي لينك زير كليك كنيد