تعداد بازدید : 140 | ارسال توسط : hossein در 29 اسفند ماه ، 1388 ، 10:39:24 | امتیاز : 4
مهربانا! وقتى تو بيايى، دشتها همه سبز و بلبلانِ عاشق، ترانههاى وصل سر مىدهند. وقتى تو بيايى، نهال عشق را در باغچه زندگى، با دستان عاطفه و با شوق در ميان خا ك اميد مىكارم و با نگاهت هر روز آن را آبيارى مىكنم.چقدر آسوده مىتوان كلمات را به سوى تو فرستاد و چه آسوده مىتوان در اطراف مهربانى تو اتراق كرد. مقتداى من! بيا و اشك چشمهاى منتظر ما را مرهمى باش. بيا و قايق غمهايمان را ساحل و طلوع دلتنگىهايمان را غروب باش. حداقل امسال تو رحمی به دل پر غم ما کن و قدم بر چشمان چشم انتظارانت بگذار و دل منتظرانت را از گرفتگی زمانه پاک کن. ای خدای من قدری تو رحمی به این دل گرفته و اندوه بار ما کن و دنیا را قدم های منجی عالمت گل فشان و عطر باران کن . به امید ظهورت همچنان چشم انتظار در شبهای جمعه نشسته ایم .
مولای من ... ما نیز به نوبه ی خود عید نوروز را به شما شاد باش می گوییم.
تعداد بازدید : 164 | ارسال توسط : hossein در 26 بهمن ماه ، 1388 ، 10:25:09 | امتیاز : 5
مردمان اين جهان همگی کسانی هستند که از زمان حال بيزارند, از گذشته به نيکی ياد ميکنند, بهترين دوران زندگی خود را دوران کودکی ميدانند و هميشه منتظرند تا کسی در آينده بيايد و آنها را نجات دهد و من اين هشدار را به شما ميدهم که هيچ نجات دهنده بيرونی وجود ندارد , اگر ميخواهيد به آنجا که من رسيده ام برسيد, بايد به درون سفر کنيد.
تعداد بازدید : 231 | ارسال توسط : hossein در 29 دي ماه ، 1388 ، 17:07:27 | امتیاز : 5
سخن مدير
وقتي راه رفتن آموختي، دويدن بياموز و دويدن كه آموختي، پرواز را. راه رفتن بياموز، زيرا راه هايي كه مي روي جزيي از تو مي شود و سرزمين هايي كه مي پيمايي بر مساحت تو اضافه مي كند. دويدن بياموز، چون هر چيز را كه بخواهي دور است و هر قدر كه زودباشي، دير و پرواز را ياد بگير نه براي اينكه از زمين جدا باشي، براي آن كه به اندازه فاصله زمين تا آسمان گسترده شوي.
تعداد بازدید : 190 | ارسال توسط : hossein در 23 دي ماه ، 1388 ، 15:40:44 | امتیاز : 8
هر روز صبح، در بانك شما 86400 ثانيه اعتبار ريخته مي شود و آخر شب اين اعتبار به پايان مي رسد. هيچ برگشتي نيست و هيچ مقداري از اين زمان به فردا اضافه نمي شود. پس،ارزش يك سال را دانش آموزي كه مردود شده،مي داند. ارزش يك ماه را مادري كه فرزندي نارس به دنيا آورده،مي داند. ارزش يك ساعت را عاشقي كه انتظار معشوق را مي كشد، ارزش يك دقيقه را شخصي كه از قطار جامانده، و ارزش يك ثانيه را آنكه از تصادفي مرگبار جان به در برده، مي داند. هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد.
تعداد بازدید : 176 | ارسال توسط : hossein در 17 دي ماه ، 1388 ، 08:55:45 | امتیاز : 4
سخن مدیر بخش 24:
دیشب رفتم یه جای عجیب ! یه جای غریب !یه جایی پر از درد !پر از اندوه !نمی دونم چطور رفتم انجا ولی می دونم که تا پام به اونجا رسید اشک از چشمام جاری شده بودتنها اي یادمه که نگاهم به یه جمله روي يك پرده افتاد و وارد آن مكان مقدس شدم روي پرده اين جمله نوشته شده بود ...به دار الشفای حضرت عباس خوش آمدید ....پا که گذاشتم توی دار الشفا .... دیدم همه یه لباس خوشگل یکدست پوشیدن ... نگاه کردم دیدم لباس من هم همرنگ لباس اونا شده ... سياه رنگ ماتم و عزا .. يا شايد هم رنگ عشق به مولا !!!گفتم عجب جای با صفاییه که همه یه رنگ شدن ...يك دست شدن !!!
تعداد بازدید : 172 | ارسال توسط : hossein در 4 دي ماه ، 1388 ، 12:28:08 | امتیاز : 4
سخن مدیر:
سلام مولاي من ... دوباره ماه محرمت هم شروع شد.. بد جور دل ما را خونه خراب خودت كردي اي آقاي من ... گفتن دوري و دوستي ولي نگفتن اينقدر طول مي كشه .. گفتن كربلا نگفتن اينقدر آدم را ديوانه و مست خودش مي كنه .... گفتي هر كي بياد كربلا دلش آروم مي شه نگفتي هر كس بياد بي خونه مي شه. نگفتي مست خودت مي كني ... گفتم ميام كربلا مي شم هموني مي شم كه تو خواستي نشد .. نشد . هر كاري كردم نشد ..
تعداد بازدید : 183 | ارسال توسط : hossein در 30 شهريور ماه ، 1388 ، 00:19:42 | امتیاز : 4
سخن مدیر یخش 22
امشب هر چقدر فکر کردم که چی بنویسم نشد . نشد که نشد . بنویسم برای مردی. بنویسم برای بزرگی. بنویسم برای مردونگی .نشد که نشد. هر چی خواستم بنویسم برای از بین رفتن عدالت یا اینکه نابود شدن محبت.نشد که نشد .
تعداد بازدید : 209 | ارسال توسط : admin در 18 شهريور ماه ، 1388 ، 11:32:29 | امتیاز : 5
ميگفت: من هدايتم! نورم! بشارت! نميخواهي مرا بخواني؟ و من گيج و منگ نگاهش ميكردم: هدايت؟ نور؟ ميگفت: براي مؤمنين شفا و رحمت هستم اگر مرا بخوانند! شفا؟رحمت؟ ميگفت: راهي كه من نشانتان مي دهم رَد خور ندارد! شماها در اين گردنههاي دنيا راه را گم ميكنيد، راهنما نميخواهيد؟ميگفت: آمدهام حقيقتِ ناب را يادتان بياورم، شماها خيلي فراموشكاريد. و من هر چه فكر ميكردم چيزي يادم نميآمد! ميگفت: من فرقان هستم، ميتوانم حق و ناحق را نشانتان بدهم. ميگفت: نصيحتهاي من را گوش كنيد.
تعداد بازدید : 188 | ارسال توسط : admin در 14 شهريور ماه ، 1388 ، 16:51:37 | امتیاز : 4
امشب دختر دایی کوچولوم اومد جلوم و دستاش و هی بالا و پایین می کرد . مثل اینکه می خواست پرواز کنه !!! تعجب کردم گفتم مهسا جان چیه ؟ واسه چی اینجوری می کنی ؟؟؟با زبان شیرین کودکیش بهم گفت : حسین دوست داشتی بال داشتی و پرواز می کردی ؟؟؟ گفتم : آره خیلی.....و شروع کردم مثل اون به بال زدن.شروع کرد به خندیدن. دوباره گفتم: اگه بال می داشتم با هم می رفتیم توی آسمونها پرواز می کردیم کلی کیف می کردیم .. دوباره پرسید : !!! واسه چی ما آدمها بال نداریم ؟؟؟ برای چی خدا برای ما بال نیافریده ؟؟؟
تعداد بازدید : 168 | ارسال توسط : admin در 6 شهريور ماه ، 1388 ، 21:07:20 | امتیاز : 5
كوله پشتیاش را برداشت و رفت كه دنبال خدا بگردد؛ و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت. مسافر با خندهای رو به درخت کوچک کنار راه گفت: چه تلخ است كنار جاده بودن و نرفتن؛ و درخت زیر لب گفت: ولی تلخ تر آن است كه بروی و بی رهاورد برگردی. كاش میدانستی آنچه در جستوجوی آنی، همینجاست. مسافر رفت و گفت:
اين بخش براي دسترسي آسان به مقالات مديريت براي دانلود و همچنين ديگر بخشهاي مربوط به مديريت براي شما كاربران عزيز قرار داده شده است. براي دانلود مقالات دروس كارشناسي ارشد روي تصوير زير يا بر روي لينك زير كليك كنيد